
آسیب های اجتماعی: کودک آزاری
طبق تعریف ســازمان بهداشت جهانی، آســیب یا تهدید سلامت جســم و روان و یا سعادت، رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نســبت به او مسئول هستند، کودک آزاری نامیده می شود. به عبارت دیگر، هرگونه رفتار یا نارسایی از طرف والدین یا هر کسی که سرپرستی کودک را به عهده دارد، چنانچه منجر به مرگ کودک، صدمات و آســیب های روحی، آزارهای جنسی و یا استثمار کودک شود، کودک آزاری تلقی می گردد.
اکثر مطالعات نشان می دهد؛ حدود۷۰ درصد کودک آزاری ها در محیط خانواده صورت می گیرد، کودک بیمــار، نارس، بدخلق، بازیگوش و بهانه گیر و کودکانی که معمولا ناخواسته به دنیا می آیند در معرض این نوع آسیب قرار دارند. گروهی از صاحب نظران، هر نوع رفتار خشــونت آمیز بزرگسالان علیه کودکان و نوجوانان از حمله کم تا حمله های آسیب زای شدید را به نوعی، کودک آزاری می دانند. بر اساس این مبانی، کودک آزاری، عملی است که به طور هدفمند انجام و در شخص دیگری موجب آسیب می شود. اما برخی معتقدند که اعمال خشــونت آمیز به دو دسته طبیعی و غیر طبیعی تقسیم می شوند و اگر والدین یا مراقبین، به منظور کنترل و یا هدایت رفتار کودک، از اقدامات خشــونت آمیز اســتفاده کنند، این رفتار طبیعی است و کودک آزاری محسوب نمی گردد.
از نظر جامعه شناسان، خانواده مانند ســکه دو رویی اســت که روی مثبت آن، پناهگاه و مأوایی اســت که در آن محبت، امنیت و آرامش حکم فرماســت و از فرد در مقابل مشکلات سخت و پر فشار زندگی روزمره حمایت و حفاظت می کند اما روی دیگر سکه، تنش و ناســازگاری درون خانواده، کشمکش، خشونت و فرار است. قدرت به طور نامســاوی بین والدین، کودکان و همسران تقسیم شده و فرد غالب، معموال مرد است. والدین، صاحب اختیار فرزندانشان هستند و به خود حق می دهند تا برای تربیت آن ها به هر شیوه ای که صلاح می دانند، عمل نمایند و در این راه حتی از تنبیه های سخت جسمی و روانی نیز کوتاهی نکنند. در بسیاری از موارد، خانواده ها به دلیل اعتقاداتشان سعی می کنند رفتار کودک را به سمت مورد قبول خود سوق دهند که در بسیاری از موارد با نافرمانی کودک مواجه می شوند. این امر سبب اختلاف والدین با کودک و بروز مسئله کودک آزاری و خشونت علیه او می شود.
مواردی چون تحقیر کردن، تمســخر، ســرزنش، طرد نمــودن، محرومیت عاطفی، برخورد خشــونت آمیز، آزارهای کلامی، کنترل شــدید و نامعقول، دست انداختن، ترساندن، انتظارات نامناسب، اعمال خشونت علیه همسر در برابر چشمان کودک، ناسزا گفتن و کلیه اقداماتی که کارکردهای روانشناختی رفتار و رشــد کودک را به شــدت تحت تأثیر منفی قرارمی دهد، از مصادیق کودک آزاری روانی – عاطفی به حســاب می آید.
آزار عاطفی در واقع، شامل آزار روحی، کلامی و آسیب ذهنی است که منجر به اختلال رفتاری، شناختی، عاطفی و یا فکری در کودک می شــود که علاوه بر خانواده های مشکل دار به لحاظ اقتصادی در خانواده های نســبتا مرفه جامعه نیز دیده می شــود، متأسفانه بسیاری از والدین، این موارد را کودک آزاری به شمار نمی آورند. تماس جنسی با کودک و یا هر گونه تعامل جنسی بین کودک و بزرگسال نیزکودک آزاری جنسی نامیده می شود. تعامل ممکن است، دامنه وسیعی از رابطه جنسی تا نمایش آلت تناســلی فرد بزرگسال به کودک، اجبار کودک به نشان دادن آلت تناسلی خود به فرد بزرگسال، وادار ساختن کودک به روسپیگری، استفاده از کودک در حوزه هرزه نگاری اینترنتی پورنوگرافی و … را شامل بشود. رواج و عادی بودن بسیاری از خشونت های کلامی جنسی نیز در بین گروه های مختلف اجتماعی، گاهی به گونه ای است که سطح حساسیت به صفر رسیده و در نتیجه، خشونت های کلامی را اصلا به رسمیت نمی شناسد، از خشونت های جنسی اغلب به علت ســکوت کودک، بسیار دیر آشکار می شود و در نتیجه، در خیلی یافته ها و شواهد فیزیکی که موضوع را اثبات کنند، وجود ندارد. آزارهای جنســی، تجاوز به عنف و آزار جنسی، متأسفانه ســیر فزاینده و نگران کننده ای به ویژه در کودکان دختر دارد. نمایش رفتارهای جنســی، تجاوز و تمــاس و هرگونه بهره برداری از کودکان به منظور کســب لذایذ و ارضای میل جنسی، آزار جنسی محسوب می شود.
کودک آزاری آموزشی نیز به وسیله معلمان یا آســیب ها و آزارهایی که از طریق نظام آموزشــی و عموما شیوه های تدریس، محتوای کتاب ها و … در دانش آموز ایجاد می شود، صورت می گیرد. البته در خیلی موارد، آزار آموزشی مثل تحقیر دانش آموز با آزار جســمی مثل تنبیه بدنی یا آزار روانی همراه است اما در مجموع، نادیده گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان، ایجاد رقابت های ناسالم و شدید بین آن ها، ایجاد فشارهای روانی و … از مصادیق بدرفتاری آموزشی تلقی می شود.
کودک آزاری اقتصادی وآزار اقتصادی، به معنای ســوء استفاده و بهره برداری از کودک به منظور کسب درآمد و عدم تخصیص آن درآمد به خود کودک، تعریف می شــود. واداشــتن کــودک به کارهای خارج از خانه، کار اجبــاری، تکدی گری و الزام به انجام کار درآمــدزا در محیط خانه از مصادیق این نوع بدرفتاری محســوب می شــود به صورت غفلت از تأمین نیازهای اولیه جسمی و روانی کودک همچون تغذیه، پوشاک، نظافت، ابراز عشق و عالقه، عدم تربیت مناسب و… تحت عنوان کودک آزاری ناشی از غفلت قابل بحث و یکی از مشکلات مهم جوامع است. مردم در برخورد با این معضل، تنها خواهان مجازات عاملین آن از مراکز قانونی هستند در حالی که برخورد با این پدیده به نگرش عمیق تری نیاز دارد. این مسئله زمانی اهمیت پیدا می کند که دریابیم این پدیده با ابعاد گوناگون خود می تواند موجب بروز پیامدهایی باشد که در نهایت سبب بی ثباتی و تزلزل ارکان مختلف اجتماعی شود.
در این راستا، لازم است با اجرای صریح و صحیح و هم چنین، بازنگری قوانین مربوط به حقوق کودک، به کاهش و پیشــگیری از این پدیده پرداخته شود. توجه به نقش بارز خانواده در ایجاد و متقابلا پیشگیری از این رخداد ناخوشایند، از محورهای اساسی آموزش های خانواده است.
.